الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
248
الغدير ( فارسى )
شاعران در هروادى سرگردانند و چيزى مىگويند كه آن را به كار نمىبندند « 1 » ؟ سخنى كه از دهانشان بيرون مىآيد ، بس بزرگ است ، ليكن جز دروغ چيزى نمىگويند . « 2 » 90 - تحول حالات ابو على در شب و روز مناوى در طبقات خود ، در شرح حال ابو على حسين صوفى ( م 891 ) مىنويسد : او دائما تغيير شكل مىداد . مثلا شخصى به حضورش مىآمد ، او را مىديد كه به صورت حيوان درنده درآمده . ديگرى مىآمد ، او را به صورت سربازى مىديد . آن ديگرى مىرسيد ، او را به صورت يك كشاورز مشاهده مىكرد ، يا به شكل فيل مىديد . اين تغيير قيافه و اندام به شكل درندگان و چارپايان ، شب و روز نمىشناخت . دشمنانش شبانه به قصد كشتارش مىآمدند و با شمشير قطعهقطعهاش مىكردند و او را در بيابانهاى دور دست مىانداختند ، صبح كه مىشد ، مىديدند كه در گوشهاى مشغول نماز خواندن است . او در باغ و بوستانى كه در بيرون « باب البحر » بود ، چهل سال به سر برد كه نه غذا مىخورد و نه چيزى مىنوشيد . « 3 » چه كسى احمق است كه اين دروغها را تصديق كند ؟ كى شنيدهايد كه انسانى به صورت حيوانات و بهايم درآيد و مانند شياطين كه به اشكال مختلف درمىآيند ، حتى به صورت سگ و خوك درآيد ؟ يا كى ديده شده كه مردى را با شمشير قطعهقطعه كنند و دوباره زنده شود ، يا بشرى چهل سال گرسنه به سر برد ؟ اين حقايقى مشروط است و علماى امت دربارهء برخى از اوليا آوردهاند كه جاى ردكردن آن نيست ، زيرا عالمى درباره وليّى اظهار نظر كرده است !
--> ( 1 ) . شعراء 26 / 224 - 226 . ( 2 ) . كهف 18 / 5 . ( 3 ) . شذرات الذهب : 7 / 250 .